بابای من مرد بزرگیست
هرچند که یک پاندارد
هرچند که هی روی ویلچر
روزوشبش را میشمارد
بابای من قلبش اناراست
سرخ است وشیرین وبهشتی
قلبش ترک برداشت روزی
با ترکش موذی وزشتی
دستان بابایم نسیم است
وقتی که قلبم مینوازد
هرچند لرزان وضعیف است
هرچند که کم مینوازد
بابا برایم شکل کوه است
کوهی که لرزیدن ندارد
بابا ولی قلبش پراز درد
درددلش دیدن ندارد



